الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

541

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

فراموش نمىكنند تا چه رسد به اهل زمين ! پس برگشتم درحالى كه او مىگفت : او چو بدستى خودش را به زمين انداخت و بدان وسيله دل آرام گرفت ! چنان كه با رفتن آن مسافر چشمى روشن شد ! « 1 » 6 - شيخ طوسى مىگويد : حسن‌بن علي بن ابىطالب‌بن عبدالمطلب‌بن هاشم‌بن عبدمناف ؛ امام پاك و مطهر ، سرور جوانان اهل بهشت در ماه رمضان سال دوم هجرى در مدينه به دنيا آمد و در ماه صفر سال چهل‌ونهم هجرى با زهر جفا در مدينه دنيا را وداع گفت ، و عمر شريفش آن روز چهل‌وهفت سال بود ، مادرش بانوى زنان عالميان ؛ فاطمه دختر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله بود . وى در قبرستان بقيع مدينةالرسول صلى الله عليه و آله به خاك سپرده شد . « 2 » 7 - طبرى امامى ( شيعى ) مىگويد : علت شهادت آن حضرت اين بود كه معاويه هفتادبار اقدام به مسموم ساختن او كرد ولى هيچ وقت زهر در او كارگر نيفتاد ، سرانجام زهرى كه براى همسر آنحضرت ، جُعده دختر محمدبن اشعث‌بن قيس كندى فرستاد و بيست‌هزار دينار و

--> ( 1 ) - امالى طوسى : 1 / 159 - 161 . اين شعر حاكى از شادمانى عايشه از شهادت امام حسن ، يعنى پسر پيغمبر و سبط اكبر و ريحانهء رسول خداست ، معلوم مىشود كه منتظر شهادت آن حضرت بوده و دغدغه‌خاطر داشت ، از اين‌رو مىگويد دلم آرام گرفت و چشمم روشن شد ! به راستى كه كينه و حسد چه مىكند ، پناه به خدا از آتش سوزان حقد و حسد در اين دنيا و آن دنيا كه بسى سوزنده‌تر است ! - م . ( 2 ) - تهذيب : 6 / 39 و 40 .